خرید بک لینک

به من میگن شااااااایییییی جون خخخخخ اینم بماند به یادگار...

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1402 ساعت: 6:46

سلام میخوام یه چیز بگم تو همین وب ولی رمز میزارم رفیق خواستی کامنت بده رمزو بدم برات رو پایین این نوشته ادامه نوشته رو بزن و کیبورد رو تو حالت فارسی بزار

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: سه شنبه 4 بهمن 1401 ساعت: 20:51

از الان که شانزده خرداد سال هزار و چهار صد و یک هست و ساعت یه ربع مونده به دو صبح تا فروردین 1402 یه برنامه ای دارم که باید بشهههههههههه اینم نوشتم یادگار بمونه بعد اینکه شد میام و میگم و یه پست جدید میزارم . من کلا این مدلیم قبل ازدواجم هی پست میزاشتم دوماه بعد ازدواج میکنم یه ماه بعد ازدواج میکنم ازدواج کردم تا طلاق گرفتنمون پست نزاشتم الانم یه چیزی مد نظرمه البته انسان نیس یدونه کالاست ولی بدست آوردنش از بدست آوردن صد تا انسان سخت تره تا عید به قیمت جونمم تموم بشه بدست میارم  + نوشته شده در دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱:۴۹ ق.ظ توسط شایان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: پنجشنبه 26 خرداد 1401 ساعت: 8:05

امروز ۹۹/۰۷/۲۲ روز ساعت ۱۴:۰۰ چن روز دیگه فروشگاه افتتاح میشه و دو هفته از صب تا شب باید اونجا باشم ایشالا همه چی خوب پیش بره.

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: شنبه 24 ارديبهشت 1401 ساعت: 10:10

چن روز پیش با یکی حرف میزدم تو اینیستا من رو یاد سال ۹۴ انداخت اون سالا خیلی سالای خوبی بودن کاش زمان برگرده یه چیزیم از اون طرف یاد گرفتم که نباید یا یک جمله حرف دل کسی رو شکوند شاید یه سیلی میزدم بهش از یادش میرف ولی اون حرفی که زدم و دلش شکسته بود رو بعد پنج سال بهم گفت و کاملا یادش بود. ازت معذرت میخوام و امیدوارم همیشه در کنار همسرت شاد و خوشبخت باشیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: شنبه 24 ارديبهشت 1401 ساعت: 10:10

سلام عاشق این وبلاگم کلی خاطره داره واسم ولی خیلی کم میام دلیلش هم اینه که گرفتار کار هستم ولی دلم برا روزایه دانشگاه تنگ شده اون دوران با اینکه امکانات الان رو نداشتیم ولی یه چیز دیگه بود

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۵:۳۸ ب.ظ توسط شایان |

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: سه شنبه 7 بهمن 1399 ساعت: 3:54

سلام به همه بعد کلی تلاش هم از طرف من و هم از طرف عشقم خلاصه ما دیروز ساعت 4 عقدمون بود و بهم رسیدیم و این آرزو رو برای همه دارم که همه به عشق اولشون برسن

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 14:47

به حول و قوه الهی سربازی تموم شد و الان یه کار مونده اونم حل شه دیگه از خدا چیزی نمیخوام دعا کنید برام آخرین پست دوران مجردی

+ نوشته شده در شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ساعت ۲:۴۲ ب.ظ  توسط شایان |

برچسب: آرزومی, نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 19:06

سلام امروز ميرم آخرين توقفمو بزنم و برگردم سر زندگيم خييييييلي دلتنگي ميكنم بخاطر خانومم هميشه پشتم بودي عشقم ايشالا ايندفعه جبران ميكنم خودتم ميدوني جونمم برات ميدم تنها حرفم اينه كه مواظب خودت باشي و به حرفاي آقاييت گوش كني تك ستاره قلبمي ايندفه پست بزارم به آرزومون رسيديم و تا آخر عمرمون پيش هميم خانومم دوست دارم خدانگهدار تا سي و چند روز

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ساعت ۵:۳۲ ب.ظ توسط شایان |

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:07

سلام به همه الان که این نوشته رو نت میزارم فکرم فقط تو یه جا هس پیش یه نفر که تو همه سختیا و خوشیا مثل کوه پشتم بوده و هست منم تا آخر عمرم پشتشم وجوووووود منه تو هر شرایطی افتادیم ولی خداوکیلی یه ذره هم پشت همو خالی نکردیم خییییییلی صادقانه دوست دارم سه ماه بگذره روال زندگیم هم تغییر میکنه خیلی ها ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

از نحوه کامنت دادن بعضیا معلومه که ملت بیکارن یکی از بازدید کننده ها به اسم yamur که معلومه میسوزه آخه عزیز بیکاری وقتتو میزاری نظر میدی این وبلاگ یه خاطره هس واس من و عشقم همین واقعا ملت بیکارن و توهم معلومه که از ته دلت میسوزی ولی چشم حسود کووووور

[ یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۹:۳۱ ب.ظ ] [ شایان ]

[ ]

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

سلام به همه. بازم دارم میرم تا چهل و پنج روز این دفعه برم و بیام خدمت دیگه خیلی کمش میمونه و به آرزویی که تو این یه سال دارم میرسم هم من و هم خانومم تو این یه سال خیلی سختی کشیدیم خانومم مثل کوه پشتم بود که همیشه از خودش و خدا که همچین نعمتی به من داده تشکر میکنم.تولد خانومم رو هم پیشاپیش تبریک میگم ایشالا از سال بعد بهترین تولدو براش میگیرم.دلیل زندگیم خیلی دوست دارم

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

سلام دوروز اومده بودم مرخصی تو این دو روز خیییییییلی خوش گذشت چون همش با خانومم گذشت پارسال این موقع تو آموزشی بودم الان دو سه ماه دیگه خدمتم تمومه و میریم سر خونه زندگیمون آخرایه خدمت سخت میگذره شب و روزم به امید خانومم میگذره خیییییییییلی دوست دارم نفسم این نوشته هامون همش خاطره میشه دوسه ماه دیگه میبینیم میگیم عجب روزایی بود همیشه به یادتم زندگیم

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

الان كه اين پستو ميزارم پيش خانومم هستم كل اين انتظارات ختم شده به اين چهل روز ايندفعه ايشالا رفتم و اومدم بايد ازدواجمونو تبريك بگين من به آرزوم ميرسم با ايشالا همه به هركسي كه ميخوان برسن از خدا هم تا آخر عمرم شكرگزارم كه منو به كسي كه از بچگي ميخواستمش ميرسونه هدفم هم از نوشتن اين پستا اينه كه بعد ازدواج بشينيم دوتايي اين پستارو بخونيم و يادمون نره چه روزايي رو گذرونديم

[ چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۱۲ ق.ظ ] [ شایان ]

[ ]

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

سلام بازم دارم میرم تا بیست و پنج روز از الان دلتنگم ولی چاره ای نیس انشالا به خوبی و خوشی تموم بشه . یا علی

برچسب: نویسنده: شیدا محمدی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 17:35

صفحه بندی